خیال کردی آسونه تنهاا شدن ببین التماسو تو چشمای من
|
_ |
|
سوت زدن در کلاس ریاضی
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﺮد : ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﺭﯾﺎﺿﯽ ﺑﻮﺩﯾﻢ كه يكي از ﺑﭽﻪ ﻫﺎﺗﺎ ﺍﻗﺎﯼ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﻭﺷﻮ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﺳﻤﺖ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﻮﺕ ﻣﯿﺰﺩ ﯾﻪ ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺑﻮﺩ ﺩﺍشت ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﻼﺱ 50 ﻧﻔﺮﯼ ﺍﻭﻧﻢ ﻣﺨﺘﻠﻂ. ﻓﮏ ﮐﻦ ﯾﻬﻮ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﮔﻔﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﯾﻪ ﺧﺎﻃﺮﻩﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﻢ، ﮔﻔﺖ: ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻫﻢ ﮐﻼﺳﯽ ﻫﺎﯼ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﺩﻭﺱ ﺷﺪﻡ ﯾﻪ ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﯾﻢ .
ﺷﺒﯽﮐﻪ دﯾﮕﻪ ﻓﺎﺭﻍ ﺍﻟﺘﺤﺼﯿﻞ ﺷﺪﯾﻢ ﺗﺎ ﺻﺒﺤﺶ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺷﺐ ﺷﺶﻣﺎﻩ ﮔﺬﺷﺖ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﮔﻔﺖ ﻋﻄﺎ ﻣﻦ ﺍﺯﺕ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺍﻡ ﺑﻌﺪ ﮐﻠﯽ ﺟﺮﻭ ﺑﺤﺚ!! ﺑﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺎﺷﻪﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﭽﻤﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺍﻭﻧﻢ ﮔﻔﺖ ﻧﻪ ﻧﻤﯿﺰﺍﺭﻡ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺶ ﺑﺮﺳﻪ ﻓﻘﻂ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺷﺪﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻢ ﺑﯿﺎﺩ ﺳﺮﮐﻼﺳﺎﺕ ﺑﺮﺍﺕ ﺳﻮﺕ ﺑﺰﻧﻪ!! ﺍﻗﺎ ﺍﯾﻨﻮ ﮐﻪ ﮔﻔﺖ ﮐﻼﺱ ﻣﻨﻔﺠﺮﺷﺪ!!!!!!!!!!!!!!!!
__._,_.___
خوندن این متن کمتر از 2 دقیقه وقت میگیره
اومد پيشم حالش خيلي عجيب بود فهميدم با بقيه فرق ميکنه
گفت :حاج آقا يه سوال دارم که خيلي جوابش برام مهمه
گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال ميشم بتونم کمکتون کنم
گفت: من رفتني ام!
گفتم: يعني چي؟
گفت: دارم ميميرم
گفتم: دکتر ديگه اي رفتی، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاري نميشه کرد.
گفتم: خدا کريمه، انشاله که بهت سلامتي ميده
با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بميرم یعنی خدا کريم نيست؟
فهميدم آدم فهميده ايه و نميشه گل ماليد سرش
گفتم: راست ميگي، حالا سوالت چيه؟
گفت: من از وقتي فهميدم دارم ميميرم خيلي ناراحت شدم از خونه بيرون نميومدم
کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن
تا اينکه يه روز به خودم گفتم تا کي منتظر مرگ باشم
خلاصه يه روز صبح از خونه زدم بيرون مثل همه شروع به کار کردم
اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار اين حال منو کسي نداشت
خيلي مهربون شدم، ديگه رفتاراي غلط مردم خيلي اذيتم نميکرد
با خودم ميگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن
آخه من رفتني ام و اونا انگار موندنی
سرتونو درد نيارم من کار ميکردم اما حرص نداشتم
بين مردم بودم اما بهشون ظلم نميکردم و دوستشون داشتم
ماشين عروس که ميديم از ته دل شاد ميشدم و دعا ميکردم
گدا که ميديدم از ته دل غصه ميخوردم و بدون اينکه حساب کتاب کنم کمک ميکردم
مثل پير مردا برای همه جوونا آرزوي خوشبختي ميکردم
الغرض اينکه اين ماجرا منو آدم خوبي کرد و مهربون شدم
حالا سوالم اينه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آيا خدا اين خوب شدن منو
قبول ميکنه؟
گفتم: بله، اونجور که میدونم و به نظرم ميرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون
واسه خدا عزيزه
آرام آرام خدا حافظي کرد و تشکر، وقتی داشت ميرفت گفتم: راستي نگفتي چقدر وقت داري؟
گفت: معلوم نيست بين يک روز تا چند هزار روز!!!
يه چرتکه انداختم ديدم منم تقريبا همين قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه
بيماريت چيه؟
گفت: بيمار نيستم!
گفتم: پس چي؟
گفت: فهميدم مردنيم، رفتم دکتر گفتم: ميتونيد کاري کنيد که نميرم گفتن:
نه گفتم: خارج چي؟ و باز گفتند : نه! خلاصه حاجي
مارفتني هستيم وقتش فرقي داره مگه؟ باز خنديد و رفت و دل منو با خودش برد
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
باید این حقیقت رو قبول کنیم که ما برای توجیه خیلی از کارهای اشتباه ، تبصره میذاریم
احوال دهه شصتی ها از زبون آقوی همساده
|
احادیثی درباره ی خانواده
خانواده
|
حدیث (1) رسول اكرم صلى الله عليه و آله : خَيرُكُم خَيرُكُم لأَِهلِهِ وَأَنَا خَيرُكُم لأَِهلى ما أَكرَمَ النِّساءَ إلاّ كَريمٌ وَلا أَهانَهُنَّ إلاّ لَئيمٌ؛ نهج الفصاحه، ح 1520 حدیث (2) رسول اكرم صلى الله عليه و آله : اَلرَّجُلُ راعٍ عَلى أَهلِ بَيتِهِ وَهُوَ مَسؤُولٌ عَنهُم وَالمَرأَةُ راعيَةٌ عَلى بَيتِ بَعلِها وَوُلدِهِ وَهِىَ مَسؤُولَةٌ عَنهُم... ؛ صحيح بخارى، ج3، ص125 حدیث (3) رسول اكرم صلى الله عليه و آله : خَيرُ الرِّجالِ مِن اُمَّتىَ الَّذينَ لايَتَطاوَلُونَ عَلى أَهليهِم وَيَحِنُّونَ عَلَيهِم وَلا يَظلِمُونَهُم؛ مكارم الأخلاق، ص 216
حدیث (4) امام صادق عليه السلام : مَن حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهلِ بَيتِهِ مُدَّ لَهُ فى عُمُرِهِ؛ كافى، ج2، ص105، ح11 حدیث (5) رسول اكرم صلى الله عليه و آله : مَن أَدخَلَ عَلى أَهلِ بَيتِهِ سُرُورا خَلَقَ اللّه مِن ذلِكَ السُّرُورِ خَلقا يَستَغفِرُ لَهُ إِلى يَومِ القيامَةِ؛ كنزالعمال، ج16، ص379، ح44995 حدیث (6) امام صادق عليهالسلام : لايَزالُ المُؤمِنُ يُورِثُ أَهلَ بَيتِهِ العِلمَ وَ الدَبَ الصّالِحَ حَتّى يُدخِلَهُمُ الجَنَّةَ جَميعا؛ مستدرك الوسايل، ج12، ص201، ح13881 حدیث (7) رسول اكرم صلى الله عليه و آله : إذا أرادَ اللّه بِأهلِ بَيتٍ خَيرا فَقَّهَهُم فِى الدّينِ وَوَقَّرَ صَغيرُهُم كَبيرَهُم وَرَزَقَهُمُ الرِّفقَ فى مَعيشَتِهِم وَالقَصدَ فى نَفَقاتِهِم وَبَصَّرَهُم عُيُوبَهُم فَيَتُوبُوا مِنها؛ نهج الفصاحه، ح 147 حدیث (8) رسول اكرم صلى الله عليه و آله : يا على: خِدمَةُ العِيالِ كَفّارَةٌ لِلكَبائِرِ وَتُطفى غَضَبَ الرَّبِّ، وَمُهُورُ الحُورِ العينِ، وَتَزيدُ فِى الحَسَناتِ وَالدَّرَجاتِ؛ جامع الأخبار، ص 276
حدیث (9) رسول اكرم صلى الله عليه و آله : اَلمُؤمِنُ يَأكُلُ بِشَهوَةِ أَهلِهِ، اَلمُنافِقُ يَأكُلُ أَهلُهُ بِشَهوَتِهِ؛مؤمن به ميل و رغبت خانواده اش غذا مى خورد ولى منافق ميل و رغبت خود را به خانواده اش تحميل مى كند.كافى، ج4، ص2، ح6 حدیث (10) رسول اكرم صلى الله عليه و آله : تَلا رَسُولُ اللّه صلى الله عليه و آله (قُوا أنفُسَكُم وَأَهليكُم نارا) فَقالُوا: يا رَسُولَ اللّه كَيفَ نَقى أَهلَنا نارا؟ قالَ: تَمُرُونَهُم بِما يُحِبُّ اللّه وَتَنهَونَهُم عَمّا يَكرَهُ اللّه ؛ الدرّالمنثور، ج6، ص244
حدیث (11) امام صادق عليه السلام : إنَّ المَرءَ يَحتاجُ فى مَنزِلِهِ وَعِيالِهِ إِلى ثَلاثِ خِلالٍ يَتَكَلَّفُها وَإن لَم يَكُن فى طَبعِهِ ذلِكَ: مُعاشَرَةٌ جَميلَةٌ وَسَعَةٌ بِتَقديرٍ وَغَيرَةٌ بِتَحَصُّنٍ؛ تحف العقول، ص 322 حدیث (12) رسول اكرم صلى الله عليه و آله : يا على: لا يَخدِمُ العِيالَ إلاّ صِدّيقٌ أَو شَهيدٌ أَو رَجُلٌ يُريدُ اللّه بِهِ خَيرَ الدُّنيا وَالخِرَةِ؛ بحارالأنوار، ج104، ص132، ح1 حدیث (13) امام صادق عليهالسلام : ثَلاثَةٌ اِن يَعلَمُهنَّ المُؤمِنُ كانَت زيادَةً فى عُمُرِهِ وَ بَقاءَ النِّعمَةِ عَلَيهِ: تَطويلُهُ فى رُكوعِهِ وَ سجودِهِ فى صلاتِهِ وَ تَطويلُهُ لِجلوسِهِ عَلى طَعامِهِ اِذا اَطعَمَ عَلى مائِدَتِهِ وَ اصطِناعُهُ المَعروفَ اِلى اَهلِهِ؛ سه چيز است كه اگر مؤمن از آنها مطلع شود، باعث طول عمر و دوام بهره مندى او از نعمت ها مى شود: طول دادن ركوع و سجده، زياد نشستن بر سر سفره اى كه در آن ديگران را اطعام مى كند و خوش رفتارى اش با خانواده. كافى، ج 4، ص 49، ح 15 حدیث (14) رسول اكرم صلى الله عليه و آله : اَلمَرأَةُ الصّالِحَةُ أَحَدُ الكاسِبَينِ؛ حدیث (15) امام حسین علیه السلام: لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب؛جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد.تحف العقول، ص 251 حدیث (16) امام على عليهالسلام : حُسْنُ الْخُلْقِ فى ثَلاثٍ: اِجْتِنابُ الْمَحارِمِ وَ طَـلَبُ الْحَلالِ وَ التَّـوَسُّعُ عَلَى الْعِيالِ؛ خوش اخلاقى در سه چيز است: دورى كردن از حرام، طلب حلال و فراهم آوردن آسايش و رفاه براى خانواده. بحارالأنوار، ج 71، ص 394، ح 63 حدیث (17) امام على عليهالسلام : مَنْ ساءَ خُلْقُهُ مَلَّهُ اَهْلُهُ؛ هر كس بد اخلاق باشد، خانواده اش از او دلتنگ و خسته مىشوند. |
برای پدر و مادرم
راحت نوشتیم بابا نان داد . بی آنکه بدانیم بابا چه سخت برای نان همه جوانیش را داد.
تمام وجود ناقابلم فدای یک تار موی شما خیلی دوستتون دارم
خوب اینم یه جور تحلیل سالهای رفته است
---
آرزوهای ایرانی ها در دهه های مختلف
>>>دهه 50: خدایا کمک کن ؛ انقلاب پیروز بشه تا ما خوشبخت بشیم !!!ا
>>>دهه 60: خدایا کمک کن ؛ جنگ تمووم بشه تا ما خوشبخت بشیم !!!ا
>>>دهه 70: خدایا کمک کن کشورو بازسازی کنیم تا ما خوشبخت بشیم !!!ا
>>>دهه 80: خدایا کمک کن ؛ اصلاحات انجام بشه تا ما خوشبختم بشیم !!!ا
>>>دهه 90: خدایا قربون دستت هیچکاری نکن!!! فقط ازاین بدبخت تر نشیم!!!ا
1- مهمترین چیز براشون امنیت مالیه
2- با اینحال باز هم میرن خرید و لباسهای گرونقیمت میخرن
3- با اینکه اینهمه چیزای گرون میخرن ولی هیچ وقت هیچی واسه پوشیدن ندارن
5- با اینکه شیک لباس میپوشن ولی خودشون هیچوقت راضی نیستن
6- با اینکه خودشون هم راضی نیستن ولی همیشه منتظر شنیدن تعریف آقایونن
7- با اینکه منتظر شنیدن تعریفن، وقتی آقایون تعریف میکنن اونا باورشون نمیشه !!
یادش بخیر
کش بازی (محبوبه یادته سرت شکست از بالای کش بازی )
یه کلاغ چل کلاغ (خودمونیم ها من خیلی جر میزدم )
فوتبال توی کوچه (من و زهرا و عاطفه و محبوبه و نسرین و ... وسط کوچمون فوتبال می زدیم باورتون میشه )
یادش بخیر شبا خونه خاله آمنه می خوابیدم تا صبح حرف می زدیم خاله جون خیلی دلم برای اون روزا تنگ شده یادته یک کیلو و نیم پرتقالو نشستیم دو نفری خوردیم
یادش بخیر خونه بالامون شبا که می خوابیدیم تا صبح صدای ماشینای صد متری میومد و ما آهنگ گوش می دادیم وقتایی هم که گوشی نداشتیم خودمون می خوندیم
یادش بخیر پیاده روی شبانه روی پل قائم ساعت ۱۱ شب به همراه بابا
یادش بخیر پیک بهاری
یادش بخیر روزای صفا و سادگی وای گذشته دلم تنگته کاش قدرتو می دونستم
به قول معین با حس غریبی یه جور عجیبی دلم تنگته
بررسی عناصر برنامه درسی از دیدگاه اسلام
عناصر برنامه درسي شامل : اهداف، محتوا، روش تدريس و ارزشيابي مي باشد. كه در ادامه هركدام به صورت جداگانه بررسي مي شود.
دو تا آرزو
راز دختر باحجاب آکادمی موسیقی گوگوش
آدرس خاوری در کانادا برین بگیرینش
معنیشم میشه خیابان ۱۰۴ کلیسا کانادای شمالی )شایدم شهر شمالی کانادا ای بابا برین نیگا کنین پیداش می کنین از چار تا در و همسایه که تو کانادا بپرسین با این خاوری کلاهبرداره کار داریم نشون میدن فقط حواستون باشه ته لهجه ی مشهدی نداشته باشه راستی منبع آدرس سایت زیر می باشد
www.canada411.ca
روش تدریس ایفای نقش
روش ایفای نقش (نمایش)
روش ایفای نقش را می توان برای تجسم عینی موضوعات و درسهایی که برای نمایشنامه مناسب هستند، به کار گرفت. در این روش ، فرد یا افرادی از شاگردان موضوعی را به صورت نمایشنامه اجرا می کنند.
افرادی که در روش ایفای نقش شرکت دارند عبارتند از :
1- معلم یا مسئول اجرا : برنامه ریزی ، فراهم کردن امکانات ، و مدیریت اجرایی عملیات و برنامه نمایش به عهده معلم است و اوست که در حقیقت ، کارگردان نمایش است .
2- ایفاگران نقش : ایفاگران نقش شاگردانی هستند که به طور داوطلب یا انتخابی در برنامه شرکت می کنند. این افراد الزاماً نیازی به داشتن تجربه و ذوق هنری در زمینه نمایش ندارند.
3- مشاهده کنندگان : سایر شاگردان جزء مشاهده کنندگان به حساب می آیند. این افراد در جریان یا پایان نمایش می توانند درباره عملیات نمایش اظهارنظر ، سؤال یا بحث کنند.
مراحل اجرای روش ایفای نقش
در اجرای روش ایفای نقش ، معمولاً باید مراحل زیر دنبال شود :
1- تعیین موضوع و نوشتن آن به صورت نمایشنامه
2- فراهم کردن شرایط و وسایل لازم برای اجرای نمایش
3- تعیین نقشهایی که باید ایفا شوند .
4- آماده کردن فراگیران برای ایفای نقش ، از قبیل گریم کردن و تمرین دادن
5- توضیح مختصر در مورد موضوع و هدف نمایش برای شاگردان
6- اجرای نمایشنامه
7- بحث درباره محتوا و چگونگی اجرای نمایشنامه و ارزشیابی نتایج
محاسن و محدودیتهای روش ایفای نقش
الف)محاسن
1- روش ایفای نقش شاگردان را بر می انگیزد که با شور و شوق و هیجان ، جریان نمایش را دنبال کنند .
2- فراگیرانی که مشاهده کننده هستند ، در احساس ایفاگران نقش سهیم می شوند و خود را در صحنه نمایش احساس می کنند . این ارتباط عاطفی ، در یادگیری و القای احساسات تأثیر فراوان دارد .
3- با این روش ، می توان زمینه بحث گروهی را فراهم ساخت .
4- این روش برای رفع کمرویی شاگردان خجالتی روش مفیدی است ؛ به همین دلیل ، معلم باید افراد کمرو را به شرکت در نمایش ، به ویژه ایفای نقش تشویق کند. البته باید به اینگونه افراد ، ابتدا نقشهای ساده محول شود؛ زیرا اگر نقش مشکل به آنان سپرده شود، و نتوانند بخوبی از عهده آن برآیند، ممکن است کمرویی در آنان تشدید و تقویت شود .
5- این روش برای دروسی مانند تاریخ و علوم اجتماعی روش مناسبی است .
ب) محدودیت ها
1- روش ایفای نقش برای تحقق هدفهای پیچیده آموزشی مناسب نیست ؛ زیرا پرداختن به مسائل مشکل، به تدارکات زیاد و تخصص هنری نیاز دارد؛ بنابراین، از این روش می توان برای رسیدن به هدفهای آسان و کلی استفاده کرد .
2- این روش به دلیل اینکه در ظاهر جنبه نمایشی و هنری دارد ، یک روش آموزشی جدی تلقی نمی شود.
3- روش ایفای نقش به اجرای درست ، صرف وقت کافی و تهیه تدارکات نیاز دارد و اجرای آن وقتگیر است .
به کجا رسیده ایم
بیان مساله
بشر از آغاز زندگی همواره با مشکلاتی روبرو بوده است که برای حل آنها به راههای متعددی متوسل می شد. برخی مشکلات فردی ومربوط به زندگی شخصی انسانها می باشد که در حل آنها هر کس با روش خود عمل می کرد . اما نوعی از مشکلات بودند که به زندگی جمعی انسانها مربوط می شد و انسانها با همفکری به حل آن می پرداختند . اما از آنجا که جمعیت بشر روز به روز افزوده شد و مشکلات بیشتر شد همچنین انسانها همیشه برای رسیدن به اهدافی تلاش می کردند و همچنان تلاش می کنند. دیگر تمام مردم نمی توانستند در حل مسائل دخالت کنند بنابراین افرادی را که در میان آنها عاقلتر وبا تجربه تر بودند انتخاب می کردند تا به حل مشکلات بپردازند و کم کم این افراد بر مردم حکمرانی میکردند و برخی آنها افراد خودکامه ای شدند که دیگر برای مردم کار نمی کردند .بلکه برای رسیدن به منافع شخصی خود عمل می کردند و در پی این مساله جنگهای بسیاری در طول تاریخ روی داد و مردم این پادشاهان را از اریکه قدرت به زیر کشیدند وبه تدریج شعار دموکراسی سر دادند و باز افرادی را به عنوان نماینده انتخاب کردند تا اهداف ملی وجمعی آنان را تحقق بخشند نه اینکه به فکر منافع شخصی خود باشند . کشور ما ایران نیز از این امر مستثنی نبوده ودر پی ظلم حکومتهای خودکامه مردم کشورمان به رهبری ایت الله خمینی(ره) به انقلابی بزرگ دست زدند و کشور خود را با نثار خون ، جان ، مال و تمام هستی خود از دست حاکمان خودکامه نجات دادند و
خواستار یک دموکراسی اسلامی شدند . مردم در این انقلاب و دراین حماسه اهدافی داشتند و برای رسیدن به این اهداف دوباره به فرمان امام خمینی دست به انتخابات زدند و نمایندگان خود را به مجلس فرستادند و از طرفی دیگر نیز انتخابات ریاست جمهوری را برپا کردند و مردم با مشارکت پی در پی شان نشان دادند که انقلاب و اهداف و آرمانهای آن را عاشقانه و خالصانه می پرستند ، نشان دادند رسیدن به کشوری سرافراز را دوست دارند. با گذشت چندین سال از انقلاب مردم همچنان در صحنه اند و همچنان پا به پای دولتمردان با حضورشان از حیثیت ایران دفاع می کنند. اما در این سی وچند سال تدریجا از اهداف انقلاب دور شده ایم و برخی دولتمردان شعارهای غربی سر می دهند و دیگر آرمانهای انقلاب را در سر نمی پرورانند. پس از این مقدمه به این مساله پی میبریم چرا در طول این چند سال به تدریج از اهداف اسلامی دینی انقلاب دور شده ایم . شاید این ادعای بسیار بزرگی باشد اما با مرور و تحلیل گذشته وحال شاید بتوانیم به این موضوع پی ببریم . آیا بزرگترین هدف مردم در آن روز کسب آزادی غربی بود که امروز برخی شعارآن را سر می دهند وآیا تمام شهداء و امام عزیزمان تنها بدلیل بزرگداشت مقامشان مبارزه کردند ؟ مطمئنا اینطور نیست ما مبارزه کردیم تا
ایرانی آباد ، ازاد والبته وصد البته اسلامی داشته باشیم . اما امروزه علی الخصوص دردوره انتخابات دهم می بینیم برخی نامزدها شعارهایی سر می دهند که بسیاری افراد فرصت طلب با برداشت سوء از این شعارها سعی دارند فرهنگ غربی را در این ملت برپا کنند. ما از آرمانهای انقلاب دور شده ایم چون امام دلسوزانه برای این کشور مبارزه کرد و نگفت من این چنینم وآن چنانم ونفرمودند من در گذشته اینطور بودم وآنطور بودم . امام تنها به فکر مردم بودند و برای حل مشکلات آنها برنامه های جامع و کاملی داشتند . متاسفانه آنطور که از شعارهای تبلیغاتی برمی آید نشان دهنده اینست که متاسفانه این مسئولان پر ادعا اشرافی کلی بر مشکلات این ملت ندارند و آنطور که باید وشاید مشکل را درک نکرده اند . متاسفانه هر کس برای رسیدن به اهداف حزبی و یا فردی خود می کوشد . تمام مشکلات امروزه جامعه ما یک زنجیره به هم مرتبط است که به یک جا ختم می شود . اما برای شناخت این زنجیره ابتدا باید نظام کلی یک جامعه را شناخت تا دیدی ترکیبی نسبت به جامعه کسب کنیم و بتوانیم جامعه را بصورت یک کلیت ببینیم .نه اینکه فقط جامعه را یک نظام اقتصادی ببینیم و ففقط به اهداف اقتصادی فکر کنیم یا اینکه مهمترین مشکل مردم را آزادی (( البته در معنای غربی )) بپنداریم .
شناخت جامعه و اجزای آن
همانطور که می دانیم هر جامعه ای از نظامهای مختلفی تشکیل شده است . ما این نظامها را بر این اساس مرتب می کنیم که فرد از هنگام چشم گشودن چگونه وارد جامعه می شود.
|
نظام سیاسی |
|
نظام خانواده |
|
نظام آموزشی (آموزش وپرورش )
|
|
نظام اقتصادی |
این شکل ساده نظامهای هر جامعه ای ست که فرد در آن وارد می شود اما اگر قرار باشد ارتباطات آن را هم در نظر بگیریم . این شکل بسیار پیچیده ترو وسیع تر می شود.
فرد از ابتدا که چشم می گشاید وارد نظام خانواده می شود و شخصیت کودکی او در این نظام شکل می گیرد . بتدریج فرد برای فراگیری تعالیم جدیدتر و آشنایی با جامعه وارد نظام آموزشی می شود . در نظام آموزشی فرد هر چیزی را که لازمه وارد شدن به جامعه باشد می آموزد اودر این نظام همه چیز درباره زندگی ، کار ، جامعه خویش فرامی گیرد و با آموزش و پرورش می تواند به جامعه خود خدمت کند ویا حتی با تعالیم آموزشی می تواند انقلابی له ویا علیه جامعه خویش بوجود آورد .
و پس از آن وارد بازار کار می شود و شروع به فعالیت اقتصادی می کند و در طول تمام این دوران او در بطن نظام سیاسی جامعه خویش زندگی می کرده است .
حال بیایید به این مسئله فکر کنیم که کدام یک از این نظامها در هر جامعه ای مهم تر و پر اهمیت تر است و می تواند یک جامعه را عقب مانده و دیگری را پیشتاز عرصه نماید ؟
اهمیت یک نظام از کارکرد آن و تاثیر گذاری آن بر دیگر نظامها مشخص می شود . در میان کارکردهای هر نظام که ذکر شد . نظام آموزشی بر دیگر نظامها تاثیر بسزایی دارد و این چیزیست که امروزه تمام دنیا به آن پی برده اند و در پی این مهم همانطور که می بینیم بیشتر کشورهای توسعه یافته به این نظام اهیمت زیادی داده اند . آموزش تا جایی اهمیت دارد که خدواند تبارک وتعالی دین مبین اسلام را بر پایه آن قرار داده است. و اولین آیه شریفه اسلام آیه ای بوده پراز معنا که گفت بخوان به نام پروردگارت . قرآن سراسر داستان و قصه پیامبران است وپر از احکام الهی که اینها همه آموزشی ست به مردم.
اما یک نظام آموزشی از چه اجزایی تشکیل شده است و چگونه کار می کند که تا این حد بر جامعه تاثیر دارد ؟
در یک نگاه ظاهری وسطحی نظام آموزشی از دانش آموزان ، معلمان ، مسئولان کلان آموزشی ، و وسایل و محیطهای آموزشی تشکیل شده است . فردی که از بیرون می نگرد اجزای نظام آموزشی را محدود به همین موارد می بیند . اما نظام آموزشی یک بعد وسیع ومهم و کارآ دارد که تمام نظام آموزشی را تحت الشعاع قرار می دهد و این جزء است که نه تنها بر نظام آموزشی بلکه بر نظامهای دیگر جامعه نیز تاثیر دارد . این عضو ناپیدا اما بسیار مهم آ.پ فلسفه آموزش و پرورش حاکم بر هر جامعه است که آموزش وپرورش و در پیرو آن جامعه در این بستر جریان دارد. فلسفه تعلیم وتربیت پایه واساس ، ارکان ، ماهیت ، اهداف ، روش و محتوای آنچه را که تربیت خوانده می شود روشن می سازد . این که ما چگونه تدریس می کنیم ؟ چگونه مشکلات آموزشی مان را حل می کنیم ؟ چه جوانها یی داریم آیا پایبند به اسلام ، اهداف جامعه خویش هستند ؟ آیا عزت نفس وغرور ملی دارند و اینکه آیا به فکر رشد و توسعه کشورشان هستند یا خیر را آ.پ شکل میدهد و در بطن آن فلسفه حاکم بر آموزش.
اگر امروز جامعه ما یک جامعه مصرف گرا شود به خاطر نوع آموزشی ست که آنها دیده اند واگر به پیشرفت و توسعه بیاندیشد وبرای آن کار کند باز هم به نوع آموزش او بر می گردد . اگر در جامعه مشکل تورم ، بیکاری ، اعتیاد ، تهاجم فرهنگی شدید غرب و.......و........ بیداد می کند به این دلیل است که آموزش وپرروش جامعه ما ، ما را به این سمت سوق داده است . ما نتوانسته ایم به اهداف آموزشی مان که ردیف کرده ایم برسیم اما چرا ؟
چرا باید در یک کشور اسلامی غرب زدگی بیداد کند و چرا باید یک دختر ترکیه ای به حال ما که آزادانه حجاب داریم غبطه بخورد و او برای شهیدان ما اشک بریزد اما برخی جوانان ما از این مباحث دلزده و دلسرد شوند ؟
این ها همه به این خاطر است که ما از اهداف و آرمانهای انقلابمان دور مانده ایم و پیرو آن اهداف دینی آموزشمان را فراموش کرده ایم . ما یک کشور اسلامی هستیم باید اسلام و احکام آن بر تمام آموزش ما اشراف داشته باشد نه اینکه تنها در کتابهای دینی گنجانده شود . دانش آموزان باید با اقتصاد اسلامی ، سیاست اسلامی ، روانشناسی اسلامی آشنا شوند . اصل این انقلاب به این خاطر بود . دانش آموز و دانشجوی ما آزادی می خواهد اما یک آزادی اسلامی . این نوع آزادی که امروزه برخی جوانان ما تشنه ی آنند بردگی غرب است نه آزادی .بله شاید رهایی باشد اما رهایی از چه؟ از ریسمان محکم الهی؟ .
متاسفانه نامزدان انتخابات تنوانسته اند این مشکل را درک کنند و هر کدام تنها به جزیی بی اهمیت فکر می کنند .مثلا شخصی که قصد دارد به زنان خانه دار حقوق بدهد . شاید این حرف در ظاهر عامه پسندباشد اما این شخص باعث می شود زنان ما مصرف کننده شوند . چرا یک زن خانه دارباید حقوق بگیرد . در حالی که کار مولدی برای جامعه ندارد . این موضوع نشان دهنده اینست که فردی که این شعاررا میدهد کاملا از اقتصاد بی خبر است که همچین حرفی می زند و فقط قصد دارد گروههای فمینیستی را تحریک کند تا رای بیاورد و مردمی که حرف او را باور می کنند نیز مردمی ناآگاهند . اگر کسی آموزش درستی دیده باشد و درک درستی از افتصاد داشته باشد نیز این شعار را پوچ و واهی میداند .
آموزش ما باید طوری باشد که فرد در ان بیاموزد باید ساده زندگی کرد ، از اسراف پرهیز کرد تا ایرانی آباد داشته باشیم . نه اینکه به تکرار طوطی وار کلوا واشربوا و لا تسرفوا بپردازد .
فردی که درست آموزش دیده باشد و فلسفه آموزشی درست در او نهادینه باشد هیچ گاه گول ظاهر سازیهای غربی را نمی خورد و با یک شعار آزادی فریفته نمی شود . آزادی بدین معناست که فرد بتواند قضایای مختلف را مورد بررسی قرار دهد و اهداف اساسی وبا ارزش برای خود انتخاب کند و با استفاده از وسایل مقتضی برای نیل به اهداف خود اقدام کند و مهم ترین وتنها آزادی آزادی عقل است که همه با یک آموزش صحیح از ان برخوردار می شویم . آزای عقل یعنی آزادی فکر وپیرو آن آزادی عمل . اما به چه فردی باید آزادی داد؟ به فردی باید آزادی داد که بتواند تمایلات و رغبتهای خود را تحت کنترل در آورد و این کنترل باید بوسیله قوای درونی او باشد . وآموزش وپرروش باید بتواند فرد را به این مهم برساند که عواطف واحساسات خود را کنترل کند تا خود را اداره نماید .در نتیجه از آزادی عمل برخوردار شود .
پس باید آموزشی داشته باشیم که اهداف و سیاستهای اسلامی داشته باشد که برا ی تحقق آنها نیز به روش های اسلامی متوسل شود . نه روشهایی که ساخته دست سکولاریسم هاست البته دانش را باید جست حتی اگردرچین باشد اما زمانی که منبع دانش در کتاب خدا ودر دست ماست و تابع آن فکر ما رشد می کند و می توانیم یک انسان کامل شویم چرا به دنبال دانش به چین برویم ؟
نتیجه گیری
برای داشتن یک جامعه پیشرفته که پایبند به اهداف خود باشد و برده غربیها نشود باید آموزشی داشت که فلسفه آن پیرو اهداف جامعه باشد تا جوانانی تربیت کند که برای آرمانهای جامعه تلاش کنند و پیرو آرمانهای جامعه شان باشند.
تمام ابعاد و نظامهای یک جامعه تحت تاثیر آموزش است .
آموزش باید مردمی آگاه در تمام ابعاد سیاسی واقتصادی پرورش دهد .
من خیلی چیزا رو بلد نیستم
من زبان برنامه نویسی بلد نیستم وقتی می خواستم قالب وبلاگو ویرایش کنم چشام چارتا شد
من بلد نیستم با فوتوشاپ کار کنم
من بلد نیستم یک کیکی درست کنم که خوب پف کنه و ترد باشه
من بلد نیستم با شوهرم با سیاست رفتار کنم اصلا این با سیاست رفتار کردن یعنی چی ؟
من بلد نیستم خیاطی کنم
اما یک کاری رو بلدم
بلدم تا تموم شدن ظرفیت وبلاگ ندونسته هامو بنویسم
شروع زندگی
من تنها بودم خیلی تنها
تو اومدی تا تنهاییامو پر کنی اومدی تا بامن بخندی با من گریه کنی
اما تو اونی نبودی که فکر می کردم عشق در وجودت جاری نیست
من تنها شدم تنهاتر از گذشته
خدا به من یک هدیه داد تا محبتمو به اون ببخشم
حالا من و هدیه ی خدای مهربون با همیم تو می خوای بازی زندگی رو با ما ادامه بدی ؟ پس .............
با ما بخند با ما گریه کن تا باهم بودنو تجربه کنیم .........
کاش می دونستی واقعا با هم بودن شیرینه
کاوشی در نکات تربیتی و مؤلفه¬های برنامه درسی آیات 60 تا 82 سوره کهف
در شأن نزول این سوره چنین آمده است که قریش چند تن از یاران خود را به نجران فرستادند که از یهود آنجا مسایلی بیاموزند و از پیامبر سؤال کنند. چون آنان در نجران نزد علماء یهود رفتند ایشان به آنها گفتند: از سه قصه از او سؤال کنید، اگر مطابق با آن چه ما می دانیم جواب گفت در ادعای نبوتش راستگو است و بعد از او یک مسئله سؤال کنید، اگر گفت می دانم دروغگو است. آن ها گفتند: آن سه قصه کدام است؟ گفتند یکی قصه اصحاب کهف است که از شهرشان بیرون رفتند و ماجرای عجیبی داشتند از او بپرسید چند نفر بودند و چه مدت خوابیدند؟ و چه همراهشان بود؟ دیگر از قصه حضرت موسی بپرسید، وقتی خداوند به او امر فرمود متابعت از عالمی نماید و از او علم بیاموزد، آن عالم که بود و حکایت آن ها چه بود؟ و نیز از حال کسی که مشرق و مغرب عالم را سیر نمود تا به سد یأجوج و مأجوج رسید، بپرسید او که بود و قصه اش چه بود ؟ پس از آن هر سه قصه را برای آنان بیان کردند و گفتند اگر به همین منوال بیان کرد او راستگو است و اگر بر خلاف این گفت تصدیقش نکنید. آن ها گفتند: سؤال چهارم کدام است ؟ جواب دادند : بپرسید چه وقت قیامت برپا می شود ؟ اگر گفت می دانم بدانید دروغگو است چون وقت آن را کسی نمی داند مگر خدا. پس آن ها به مکه مراجعت کردند و نزد پیامبر آمدند و سؤالات خود را مطرح نمودند. پیامبر فرمود فردا به شما جواب می دهم ولی فراموش کرد بگوید انشاءالله. پس چهل شبانه روز گذشت و وحی به آن حضرت نرسید تا آن که اندوهناک شد و کسانی که ایمان آورده بودند در شک افتادند و قریش خوشحال شدند و پیامبر را استهزاء و اذیت نمودند. بعد از چهل روز جبرئیل نازل شد و سوره کهف را آورد و پیامبر فرمو: دیر آمدی. جبرئیل گفت ما نمی توانیم بی اذن خدا بیاییم. در این سوره داستان قیام تعدادی از جوانان بر علیه طاغوت زمان خود و همچنین داستان حضرت موسی و حضرت خضر ( ع ) و نیز داستان ذوالقرنین که شرق و غرب عالم را پیمود آورده شده است.
تئوری برنامه درسی
تئوری برنامه درسی : معنا ، طراحی و کاربرد
ماموریت من در نوشتن این مقاله پاسخ به سه سوال بود:
1- تئوری برنامه درسی چیست؟
2- ما چگونه یک تئوری کسب می کنیم ؟ (ما چگونه به آن می رسیم ؟)
3- کاربرد(عملکرد) تئوری چیست؟
در بخشهای ذیل من تا جایی که بتوانم بطور خاص به هر کدام از این سوالها خواهم پرداخت ،
با این امید که خواننده درک خواهد کرد که پاسخی کامل نیاز به فضایی بیشتر از آنچه یک مقاله اجازه می دهد ؛ دارد.
تئوری برنامه درسی چیست؟
دختران زیبا هستند پس از چراغ خاموش !
(شکسپیر)
همه پسران بی گناه هستند قبل از چراغ خاموش !
(زن شکسپیر)
یکی از ۲ راهیهای زندگی وقتی است که
نمیدانید در شیشهای مقابلتان را باید «بکشید» یا «فشار دهید» !
تا حالا دقت کردین
وقتی می خوایم یقه لباس یا روی سینه رو نیگاه کنیم
لب و لوچه آدم کج میشه !
همین الان امتحان اگه کن باورت نمیشه !
غضنفر به نامزدش اس ام اس میده
عزیزم من تا ۱۰ دقیقه دیگه میام پیشت
اگه نیومدم اس ام اس رو دوباره بخون !
این روزها اگه تو خونه باهاتون مهربون شدن
به سرعت خونه رو ترک کنید !
قضیه خونه تکونی جدیه !!
کاربردهای مختلف ” مُردن ” در فرهنگ ما !!
برو بمیر : برو گمشو !
بمیرم برایت : خیلی دلم برایت می سوزد !
می میرم برایت : عاشقتم !
می مردی ؟ : چرا کار را انجام ندادی ؟
… مردی ؟ : چرا جواب نمی دهی ؟
نمردیم و … : بالاخره اتفاق افتاد !
مردیم تا … : صبرمان تمام شد !
مرده : بی حال !
مردنی : نحیف و لاغر !
مردم : خسته شدم!
من بمیرم ؟ : راست می گی؟
حیف نون ظهر از سر کار برگشت خونه
دید خانومش نهار درست نکرده
از عصبانیت سرشو کوبید به دیوار
یهو یادش اومد مجرده !!!
رابطه هاى امروزى جوری شده که
مى تونید به همدیگه دست بزنید
ولى نمى تونید به گوشى هاى همدیگه دست بزنید !!
لذتی که تو دست توی دماغ کردن هست ، تو فین کردن نیست !
حالا لذت گوله کردن به کنار!
با کلمه آره یا نه جواب بده
آیا من میدونم که تو احمقی ؟!؟
یک واقعیت :
ﻭﻗﺘﻲ ﺑﭽﻪ ﺍﻱ ﺑه دنیا ﻣﻴﺎﺩ
ﻫﻤﻪ ﺟﻤﻊ می شن میگن:
ﭼﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻴﻪ ﭼﻪ ﺧﻨﺪهﻫﺎﺵ ﻣﺎﻣﺎﻧﻴﻪ ﻟﺒﺎﺷﻮ ﭼﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻴﻪ ﻭ . . .
اما ﺍﺯ ﺑﺎﺑﺎیی ﺧﺒﺮﻱ ﻧﻴﺴﺖ
ﻛﻲ ﻳﺎﺩ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﻴﻔﺘﻦ !؟
ﻭﻗﺘﻲ ﭘﻮﺷﻚ ﺑﭽﻪ رو ﺑﺎﺯ می کنن
میگن: ﺍﻱ ﺑﺎﺑﺎ ﭼﻘﺪﺭ ﺭﻳﺪﻩ !
قابل توجه خانوما
مرد اونه که قلبتو شارژ کنه
نه سیم کارتتو !